عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
68
منازل السائرين ( فارسى )
اغلب مفسرين « ليعبدون » را به « يعرفون » تعبير كردهاند « 1 » كه به نظر مىرسد عبادت و بندگى خالصانه جوهر معرفت مىباشد . زيرا خداوند به معروف شدن نيازى ندارد بلكه اين عبادت است كه حقيقت حيات دنيا و آخرت ماست و زيبايى جمال او از وصف ما مستغنى است . به قول حافظ : ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغنى است * به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روى زيبا را ب ) فرار از رسوم به اصول رسوم همان آثار احكام علوم نقلى و عقلى است كه سالك از آن به اصول يعنى علم شهودى فرار مىكند . در واقع فرار از رسوم به اصول همان فرار از ظاهر به باطن است . سر و باطن عرفان و همه علوم ، كشف تجليات الهى است . ج ) فرار از حظو ظ به تجريد يعنى سالك از حظ و لذتجويى اغراض نفوس و مردم پرهيز مىكند و فارغ از آنچه در كام مردم شيرين است سير مىكند كه همان تجريد است . 3 . فرار خاص الخاص فرار خاص الخاص را سه درجه است : الف ) فرار از اغيار به سوى حق تعالى است . عبد سالك از اغيار و غير حق به سوى حق مىگريزد ، آنانى كه دل به محبوب سپردند لحظه سكون و درنگ را جايز نمىدانند حتى استقرار در جسم خويش نيز براى آنها قابل تحمل نيست . مولاى متقيان على عليه السّلام در اين باره مىفرمايد : لولا اجل الذى كتب الله عليهم لم تستقر ارواحهم فى اجسادهم طرفة عين . « 2 » اگر اجل مسمى نبود ( متقيان ) در چشم بهم زدنى هم روحشان در جسمشان قرار نمىگرفت . ب ) فرار از شهود به سوى حق سالك اگر در فرار از غير حق به سوى حق احساس كند كه در حال فرار است اين عين
--> ( 1 ) . فيض كاشانى در تفسير صافى در تفير ليعبدون مىگويد اى ليعرفون ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 184 .